الملا فتح الله الكاشاني
213
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( الذَّكَرُ ) * و گفت حنه كه نيست فرزند نر كه من طلبكردهام براى خدمت بيت المقدس * ( كَالأُنْثى ) * همچه فرزند ماده كه به من دادهء و الف لام در هر دو براى عهد است و ميتواند بود كه از براى جنس باشد يعنى جنس ذكر و جنس انثى مساوى نيستند * ( وَإِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ ) * و بدرستى كه من نام نهادم او را مريم و معنى اين لفظ بلغة ايشان امة اللَّه است يعنى كنيزك خدا * ( وَإِنِّي أُعِيذُها بِكَ ) * و بدرستى كه من در پناه ميآورم او را به تو * ( وَذُرِّيَّتَها ) * و فرزندان او را * ( مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ) * از وسوسه ديو سركش رانده شده بركت دعاى حنه بروزگار مريم و عيسى رسيده از مس شيطان محفوظ ماندند و در خبر است كه هيچ مولود نباشد مگر كه شيطان او را مس كند در وقت ولادة تا آن فرزند فرياد بر كشد از مس شيطان الا مريم ( ع ) و پسر او كه از اين صورت محفوظ و محروس بودند ببركت استعاذهء حنه و در خبر است كه مريم ( ع ) نيكوترين زنان بود در روزگار خود ثعلبى در تفسير خود آورده كه ابو هريره روايت كند از رسول ( ص ) كه حسبك من نساء العالمين اربع مريم بنت عمران واسية امرءة فرعون و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد ( ص ) اسماء بنت زيد گفت چون خديجه به فاطمه ( ع ) حامله شد گفت بار خدايا تو دانايى كه من از زن عمران بهترم و محمد ( ص ) از عمران بهتر است من اين مولود را محرر كردم حق سبحانه وحى كرد برسول ( ص ) كه خديجه را بگو كه لا اعتاق قبل الملك خلى بينى و بين صفيتى فانى املكها هى ام الأئمة و عتيقى من النار يعنى خديجه را بگو كه آزاد كردن پيش از ملك نباشد واگذار حمل خود را با من كه او صفيه و برگزيده منست و مادر امامان است و آزاد كردهء من از دوزخ خديجه گفت اگر چه دختر است دلم خوشحال است چه او مادر امامان است القصه چون مريم متولد شد * ( فَتَقَبَّلَها ) * پس فرا پذيرفت مريم را * ( رَبُّها ) * پروردگار او * ( بِقَبُولٍ حَسَنٍ ) * پذيرفتن نيكو جهت خدمت خانه خود چه راضى شد به آنكه او بجاى ذكر باشد و در خدمت بيت المقدس * ( وَأَنْبَتَها ) * و برويانيد او را يعنى نشو و نماى او را * ( نَباتاً حَسَناً ) * نشو و نماى نيكو يعنى توفيق داد او را تا پرورش يافت بر صلاح و عصمت و سداد و معرفت بر وجهى كه چون بنه سالگى رسيد بانواع عبادات بر همهء احبار عالم غالب شد و گويند پرورش وى حسن تخلق او بود باخلاق ربانى مرويست كه چون مريم ( ع ) متولد شد مادر او را در خرقهء پيچيد و بيت المقدس آورد سدنه و احبار را گفت ( دونكم هذه النذيره ) فرا گيريد اين نذر كرده شده را كه از آن حقتعالى است بزرگان بقبول وى رغبت كردند و ميان ايشان اختلاف افتاد چه عمران امام مسجد مقدس بود و صاحب فرمان ايشان و تعظيم و توقير او على الوجه التمام مرعى داشتندى و به جهت اين هر يك را داعيه